وسيكفيكهم الله(تنها خدا كافي خواهد بود)
بسم الله الرحمان ارحيم
ممنونم از كمكتون
شريعتي از قول ابوذر:
اسلام به شما نمي گه شما ها اجازه دارين برين حقتون رو بگيرين ميگه موندم چرا نمي ري حقت رو بگيري!!
كيست ستمكار تر از آنكه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيري كرد و سعي در ويراني آنها نمود؟ چنين كساني نمي توانند جز با ترس و وحشت وارد اين (كانونهاي عبادت) شوند بهره ي آنها در دنيا رسوايي و در آخرت عذاب عظيم (الهي) بقره آيه 114
آزادي انديشه و رفتار حق انسانهاست پس با آزادي خود باعث سلب آزادي رفتار و انديشه ي ديگران نباشيم
وظيفه امر به معروف و نهي از منكر، اين است معني لا اكراه في الدين
نماز يك نياز انسانه اگه 4روز بي دليل مادرت غذا درست نكنه سكوت ميكني؟ يا يه تذكري يه چيزي حرفي
به هر حال عكس العملي نشون ميدي
اره
قربونت برم کار اشتباهی کردی![]()
اولا: نماز انستکه وقتی میخونی نفهمی
کجاهستی![]()
من:تا حالا دوست دختر داشتي؟ يا نامزد يا هر چي اسمش رو ميخواي بگذار؟
يا در واقع تا حالا با كسي كه دوسش داشتي شده تو خيابون قدم بزني؟
وقتي يه مامور امر به معروف مياد جلوت و مزاحمت ميشه بهش چي ميگي؟
هي تيكه ميندازه .ميگه بچه قرطي، كيته؟
ميگي ممنونم؟ ممنونم كه نذاشتي با عشقم صحبت كنم؟ ممنونم كه مزاحمم شدي؟ يا سكوت ميكني؟
من در اون حد نيستم كه ذوب بشم تو نماز خوندن من هنوز دقيق نمي دونم بسم الله الرحمان الرحيم يعني چي
من چطور ميتونم ذوب بشم؟
مني كه خودم رو هم نمي شناسم. درست ميگي حق با توه اما تمركز هم بايد داشت يا نه؟!!
وقتي تو خيابوني نمي توني به مامور بگي من تو رو نمي بينم من الان جذب عشق معشوقم هستم
چون مي خوام اونطوري بشم و نميشم ناراحتم
ثانیا: نمازی که بخاطر ان بر دیگران خشم
گرفته شود الباقی رو خودشمابگو![]()
من:دوست دختري كه به خاطر ازدواج با اون
جلو پدر و مادرت وايسي رو ديگه الباقيش رو شما بگو
آيا اون دختر ارزشش رو داره؟ اگه نه پس دوسش نداري
واگه آره پس چرا به خاطر خدا جلوي يكي وايستادن كار بديه؟
ثالثا : نمازی که میخونی باید جاذبه داشته
باشد نه دافعه![]()
یعنی چی ؟ یعنی اگر صرفا محض تمسخر نماز
گزاری خدای نکرده خنده کندکه البته
اینجوری نبوده . انچنان جذب تو شوند که از
حضور تو در برابر خدا شیفته ی نماز شود
من:لازم به ذكر خانمها اون سمت پرده نماز مي خونن
ولي حق ميدم درست ميگي اگه ميديدن دارم نماز ميخونم شايد آرومتر ميشدن
ولي آخه چندتا خانم هم داشتند اون سمت نماز ميخوندن
در ضمن پيامبر با اون عظمتشون نماز ميخوندن اما عموش در لحظه ي مرگش هم دست از مخالفت باهاشون بر نداشت
تبت يدا ابي لهب وتب
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
رابعا :تا میتونی نماز را درخلوت بخوان که
مزه ی خلوت با دوست شیرینتر است![]()
من:نماز شب و مستحبي رو آره موافقم اما از من به شما نصيحت به عنوان برادر و دوست
كه كمكم كردي و نظرت رو گفتي و واقعا" ازت ممنونم كه به من مشاوره دادي
تا ميتوني نماز واجبت رو با جماعت بخون تا ميتوني از سستي در اين امر دوري كن
نماز تارك جماعت مقبول نيست پيامبر اكرم(ص)
باز هم ممنونم از كمكت واقعا" عالي بود دستت درد نكنه بابت شعر فوق العاده زيبات
ممنونم ازت مهيار جان من گفتم ،من هم اول فكر ميكردم درست نيست اما بعد نظرم برگشت
الان به خاطر همين دو دلي دارم كمك ميگيرم
نمی گم کار اشتباهی
کردی یا نه چون واضحه!
خوب شما خواستی بری سمت خانم ها که چی بشه
؟
چی کار کنی؟
بزنی زیر گوششون؟
نه برادر من این راهش نبود
راهش سکوت بود
سکوت!
گفتن اينكه اشتباه كردي جرات مي خواد؟چرا نميگيد، گفته بودم دودلم و مشورت ميخوام اما از روي نظرتون معلومه كه منظورتون اشتباه كردي بود!!باز هم ازتون ممنونم
يا الله يا الله(رفتم اون سمت)
من:كي بود اينقدر حاضر جوابي ميكرد جاي 5دقيقه دندون رو جگر گذاشتن؟
خانم:من بودم ههههههه
من:خوب بگو درد دلت چيه شايد آروم بشي؟
از اتفاقات روز مره از هر چي دلت ميخواد بگو.اين گوشهاي من مال تو
من بايد نماز عصرم رو بخونم تا ساعت 6هم وقت دارم اين 5ساعت مال تو بگو]مسلما" خيلي جدي هم هستم [
خانم:هه يا هرچي صبر ميكردم تموم بشه حرفهاش
و بي توجه به اينكه چي گفته اينطور ادامه ميدادم
من:خوب حالا بگذار من بگم از خدام.
داشتيم زندگيمون رو ميكرديم كه يكي اومد و گفت: من خداي شمام و شماها بايد تكي تكي يا دوتا دوتا براي من قيام كنيد
من: چي با مني؟با من؟ داري با من حرف ميزني وقت قبلي گرفته بودي؟ ميدوني من كيم؟من همونيم كه يه كلاس و يه مدرسه ازش مي ترسن .هم ازم ميترسن و هم به خاطر شيرين زبوني كنارم جمع ميشن
اونقدر دوستم دارن كه تو روز باروني چون من كاپشن ندارم كاپشنشون رو در ميارن
اونقدر ميخوان من رو كه هر دعوايي بشه باهامن لحظه اي تنهام نميگذارن.دوست دارن باهام باشن
بخوام دنيا رو به آتيش ميكشم
من همونيم كه موقع انشا خوندن همه برام دست ميزدن و تشويقم ميكردند
هموني كه يه تيم ضعيف فوتبال رو ميتونه قهرمان كنه با مديريت خوبش
من جمع عصبانيت و مهربونيم جمع قدرت و شوكت و كمك به ديگرانم جمع صفا و صميميت و ديوانگيم هر كاري بخوام ميكنم حالا تو كي هستي؟ كه به خاطر تو دَكِّل بايد قيام كنم؟
با يه لبخندي كه به آدم سفيه تحويل ميدن خيلي آروم چشماش رو زد به هم و گفت:
من نيازي به اونهايي كه گفتي ندارم من احدم تنهاي تنها
من كارهام رو خودم تكي انجام ميدم و شريكي تو كارهام ندارم حتي اگر بخوام دعوا كنم يا اگر بخوام به كسي كمك كنم
من: چي تو چطور تنهايي كار ميكني؟تو پس چطوري زندگي ميكني؟چطوري به همه كارهات ميرسي؟
دوباره خنديد اما نه لبخند عاقل اندر سفيه.لبخند رضايت
من صمدم بي نياز بي نيازِ بي نيازم از همه فعاليتها. كافيه بگم كُن .خودش درست ميشه.اگر نخواد با اكراه درستش ميكنم
من:يعني چي؟نمي فهمم؟به ديگران نياز نداري؟مگه ميشه؟يعني چي كه كار نميكني؟غذا هم نميخوري؟يعي فوتبال هم بازي نميكني؟يا هر ورزشي كه دوست داري؟
يعني هميشه سلامتي اما هيچ كاري نميكني؟آخه چطوري ممكنه؟ما كه عقلمون نميكشه
_چون من نه زاييده شدم تا به زائو نياز داشته باشم، به مادري كه شيرم بده، به محيطي كه پرورشم بده و به غذايي كه رشدم بده من فراتر از اين اجسام و ماده هستم من يه چيز شبيه روح توام. من پدر و مادري نداشتم و ندارم من هميشه بودم و خواهم بود
سلامتي رشد ،بلوغ،همه چيز ديگران از منه
و در ضمن چون فرزندي هم به دنيا نميارم نيازي به غذا براي فرزندم هم ندارم اصلا" همسري ندارم كه فرزندي داشته باشم
من فراتر از مكانم چون اصلا زاده نشدم تا فضاي كوچكتري از چيزي باشم من در مكان نمي گنجم پس زماني هم بر من نميگذره
من تمام اين كرات و ماهها و ستاره ها و كهكشانها و آسمونهاي هفتگانه و اين عالم رو درست كردم
من هستم كه تو رو درست كردم .تو جايي جز پيش من نداري و بعد از مدت كمي پيش من برخواهي گشت.به خاطر همين الان صدات كردم كه بهت بگم حواست به كارهات باشه به ياد من باش كه من ياد تو هستم
به ياد من باش كه ياد من به تو آرامشي ميده كه با اين آرامش ميتوني تو كارهات تصميم گيري كني من هم كمكت ميكنم
اما اگر من رو فراموش كني خود به خود دورتر و دورتر مي شي و خودت رو آزار ميدي، اذيت ميشي
يادت باشه مثل من پيدا نمي كني كه بخواد كمكت كنه
مثل من پيدا نمي كني كه بهت عزت بده ،تو دعواها باهات باشه، تو شادي ها باهات باشه، برات شيرين زبوني كنه، برات تنازي كنه ،برات قصه بگه ،قربون صدقه ات بره حتي وقتي بميري بهترين دوستات زحمت بكشن بيان بالا قبرت نيم ساعت نشده همه ميرن
اين منم كه حتي اون تو هم تنهات نميگذارم
مثل من پيدا نمي كني كه مثل شير پشتت باشه آخه من لم يكن له كفوا احدم .كسي هم كفو من هم نيست چه برسه شبيه من
بعد هم پا ميشدم مي اومدم اينطرف نماز عصرم رو ميخوندم ولي ببين براي اينكه همه ي اينها رو تو 1دقيقه به ياد بيارم خيلي تمركز لازم دارم دركم كن
پس شما به نوع و نحوه ي برخورد من اشكال ميگيريد نه نفس عملم
به من يه راهكار پيشنهاد داديد
شايد بايد ميرفتم در كمال آرامش به حراست ميگفتم بياد بندازتش بيرون
اينطوري نه تنها از دين بلكه از هر چي درس و برس و دانشگاه هم زده ميشد
من كه اينطوري نمي پسندم
یه سوال بپرسم؟ اون خانم کِی باید بفهمه که نباید تو نمازخانه سر و صدا کنه؟
ببینم اگه تو کشتی یکی داره جای خودش رو سوراخ میکنه و شما هم میای بهش تذکر میدی
میگی آقای من نکن عزیز من نکن .اونم میگه :میخوام بکنم. میگی همه غرق میشیم. اونهم میگه مشکل خودته
شما چیکار میکنی آبجی؟ سکوت؟!!!
اِتی زَنی وِ نِه پس کله رِ صدا غاز بَمِرد هَدِه 1. مگه غیر اینه؟
تازه حتي اگر ميرفتم و با كتك مينداختمش بيرون چه اشكالي داشت؟
اينهمه سكوت كرديم كه داره اينجوري پيش ميره براي چي سكوت
اون خانم بره بيرون بهتره هم براي آرامش نماز خانه هم براي خانمهاي خودمون كه دارن نماز ميخونن اونهايي كه سر به راهند، اونهايي كه عفت دارن،
اونهايي كه موقعيت سنجي ميكنن، اونهايي كه براي خودشون و شان خانوادگيشون احترام كسب ميكنن
ميوه ي گنديده بايد از جعبه بيافته بيرون مي خوايم چيكار اونا رو؟
شاخه درخت تو پاييز يا اول بهار بايد بشكنه والا بد ميوه ميده
چه نيازي داريم امثال اون بيان مسجد ،بيان نماز خانه حتي با ما ارتباط داشته باشن؟
كه هدايتشون كنيم؟ كسي كه حاضر نيست دهنش رو ببنده تا شايد كمي گوشش به كار بيافته و عبرت بگيره؟
شعر سعدي كه يادمون هست كم گوي و گزيده گوي
تازه ما ها كه پيامبر نيستيم تا وظيفه ي ارشاد گردنمون باشه ماها وظيفه ي عبادت گردنمونه
براي ارشاد برن كتاب بخونن احترام كنن تا بفهمن برن بپرسن
تازه مگه يدفعه پريدم سمت خانمها گفتم ساكت باشيد؟ اينهمه تذكر ،اينهمه تلاش براي آروم كردن محيط ،نامه داديم چه و چه
تازه اين حق منه ،من نه تنها از زورم براي گرفتنش استفاده ميكنم بلكه شده نفرين هم ميكنم تا خدا كمكم كنه .حق مال منه.
حالا اگر سكوت ميكردم و اون همچنان به حرف زدن ادامه ميداد؟
پس من كِي و چطوري نماز بخونم؟
يادمه به آقاي اكبرپور گفتم بيا نماز اول وقت بخون بعد برو خونه
گفت :نه اينجا كه اصلا" آدم نميفهمه چي ميخونه همون برم خونه ديرتر بخونم بهتره
اونقدر دلم مي خواست گريه كنم كه نگو.نامردها خونشون نزديك بود و ميرفتند ميخوندن اما من چي؟
ولي ممنونم از لطفت
اول واقعا" متشكرم كه نظر دادي منِ عزيزم .گفتي
خشم همه چیز آدمو می گیره
ميدونم اما امير المومنين هيچ وقت عصباني نشد؟ اما به خاطر خشمش همه چيز بهش دادن
پيامبر اكرم (ص): يا علي ضربه اي كه تو به عمر بن عبدود زدي بهتر بود از عبادت1000 سال جن و انس
توي نهج البلاغه آموزش روش جنگيدن علي (ع)به يارانشون رو خوندي؟
اينجا محل جنگ نيست اما عصبانيت كي گفته بده؟
به ابو سعيد ابوالخير گفتند: مگه خدا سرشت همه رو يكسان نيافريد پس چرا يه عده اي بد و يه عده اي خوبند؟
گفت: چرا همه از گل درست شده اند منتهي گل بعضي ها لگد كم خورده
ممنونم جناب ؟
من هم با شما هم عقيده ام فكر ميكنم اين ديگران هستند كه بايد ديدگاهشون رو عوض كنن
و اگر بي احترامي كنند به كسي، بايد منتظر سرزنش باشن
بايد بفهمند كه اين قانونه اين طبيعته اگر ظلم كني مظلوم ساكت نمي نشينه
يكي يه جا مثل مالك اشتر ميره مسجد دعا ميكنه براي سبزي فروش
يكي مثل من ساكتش ميكنه هر كي تو جايگاه خودش يه نوع واكنش
يادمه تو فيلم حضرت يوسف يكي داشت به كاهنان فحش ميداد
يكي از ياران ارشد حضرت يوسف به اون مرد گفت :نه ساكت باش اگر تو به اونها توهين كني اونها هم به خداي تو توهين ميكنن (به خداي اين هستي به خداي اين جهان به خداي يوسف) اما حالا كه يكي به خداي من داره توهين ميكنه من بايد سكوت كنم!!
هيچ دليلي هنوز براي اينكار نديدم
قشنگترين جمله اي كه من رو تونست به فكر ببره و دوباره ذره اي پشيمون كنه اين بود
شما ميخواستيد حقتون رو بگيرين يا حقش رو رو بگذارين كف دستش؟
جالب بود اما...
يه سوال
امام علي (ع) تو جنگ جمل تو جنگ نهروان تو جنگ احد تو جنگ...
مي خواست حقش رو بگيره يا حق اونها رو بگذاره كف دستشون؟
من:اگه حق من تو كف دست اونها باشه ازشون ميگيرم
يكي دوييد پيش پيامبر يا رسول الله پاكم كن.(با كلي گريه و ناراحتي)
پيامبر براش دعا كرد و گفت حالا چكار كرده بودي؟
با گريه گفت :زنا كردم
پيامبر با لبخندي رو لبشون گفتند:پاشو برو پاشو برو فكر كردم نماز نخوندي اينقدر گريه ميكردي
(جايگاه نماز از نگاه اونها)
من تو اين مدت از 4روحاني پرسيدم جوابهاشون رو ميگذارم
اولي: تا گفتم رفتم كنار پرده داد زدم گفت: خوب كاري كردي
گفتم گناه نكردم ؟
گفت گناه چي؟ نه بابا ثواب امر به معروف هم داري،معلوم نيست تو دانشگاه بچه از كجا ميان از كدوم خانواده اصلا"...
خوب كاري كردي
گفتم من مظلمه دادم،گفت: نه مظلمه هم نداره ان شا الله خدا اجر امر به معروفت رو هم بهت ميده
دومي:نه اشكالي نداره بعضي جاها با تشر زدن ميشه
سومي: (اين يكم خودموني تر و آشنا تر بود) گفت اينها كه هيچ وقت ساكت نميشن
گفتم گناه نكردم؟گفت نه همونطور كه اسلام دين رافت و مهربوني هست گاهي هم شمشير داره
چهارمي: دكتر نصيرايي استاد دانشگاه و مدير مدرسه علميه صدر بابل: خنديد و گفت نرفتي اونطرف نديدي كه؟
گفتم نه گفت نه اشكالي نداره
حسن ختام و نتيجه:
دليلي براي سكوت پيدا نكردم (هنوز) چون به مقدار كافي تذكر دادم
و جمله ي معروف شريعتي:
نمي توانم فرمول موفقيت را به شما بدهم اما مي توانم فرمول شكست را به شما بگويم
شما اگر بخواهيد همه را از خودتان راضي نگه داريد شكست خواهيد خورد
1.اينجور ميزني پس كلش كه صداي غاز مرده بده
